بعضى هارو از دور که میبینى میدرخشن
جلو که میان میبینى درخشششون مال خورد شیشه هاشونه
گول دنیا را مخور……!!
ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند
بره های این حوالی گرگ ها را میدرند
سایه از سایه هراسان در میان کوچه ها
زنده ها هم آبروی مردگان را میبرند
ما ز هر صاحب دلی یک رشته فن آموختیم.
عشق از ناصر و صبر از کوه کن آموختیم.
گریه از مرغ سحر،خودسوزی از پروانه ها.
صد سرا ویرانه شد تا ساختن آموختیم
دانی که چرا راز نهان باتو نگویم.
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری.
گفتند
باد اورده را باد میبرد
اما……
تو که با پای خودت امده بودی
این روزها ساکت که بمانی میرود به حساب جواب نداشتنت!
عمرا اگه بفهمند داری جان میکنی..
تا احترامشان را نگه داری!!
